تبليغاتX
کاخ شیطان

کاخ شیطان

http://www.iribnews.ir/News/Photo/32969_da2a38e1-32b4-4023-8583-547da32219f7.jpg



روی آن شیشه ی تب دار تو را ها کردم اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم

شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شدشیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم

با سر انگشت کشیدم به دلش عکس تو راعکس زیبای تو را سیر تماشا کردم


only for S.I

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388 14:28 توسط محمد |


nightmelody-com-0061.jpg

 

این دو جواهر درخشان,این دو کهکشان بی کران مرا عاشق کرد!
این چشمهای زیبایت مرا شیفته ی با تو بودن کرد!
یک لحظه به انها خیره شدم و یک عمر اسیر قلبت شدم!
چشمهای زیبایت را دوست دارم,هر چه به انها خیره می شوم عاشقتر میشوم!
در عمق چشمانت میتوان به اوج ارامش رسید,می توان از دل تنگی ها رها شد,قله ی خوشبختی را دید و امیدوار شد!
چه دنیای قشنگیست چشمهای زیبایت,چه لحظه ی زیبایست خیره شدن به این دنیای بی همتا!
نمی خواهم چشمانت ستاره ای درخشان باشند که هر کسی به ان خیره شود و ان را مال خودش بداند,دلم می خواهد چشمهایت دو گوهر درخشان باشد انگاه در صندوقچه ی قلبم پنهان باشد!
انگاه که خیره میشوم به چشمهایت,دل تنگی در قلبم میمیرد!
دوست دارم دوباره ببینم ان چشمان را در اوج لحظه های عاشقی ایا این یک رویاست ,دیدن چشمهایت...
چشمهایت زیباست از دور دست ها نیز می درخشد,انقدر درخشان است که برق ان چشمهای مرا نیز نورانی میکند!
بیا تا خیره شوم به این دنیای زیبا,بگذار ببینم تو را تا لحظه ی طلوع فردا!
چشم های زیبایت را همیشه دوست دارم ,زیرا بدون ان زندگی ام تیره وتار است.
 
تقدیم به آنکه عشق را بمن آموخت
only for S.I
 
 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388 14:19 توسط محمد |




بازوانت را به مستي حلقه کن بر گردنم
تا بلـــرزد زير بازوهاي سيــــمينت تنم

چهره ي زيباي خود را از رخ من وا مگير
جز به آغـــوش چمن يا دامــن من جا مگير

راز عشق خويش را آهسته خوان در گوش من
جستجو کن عشـــــق را در گرمي آغوش من


من تو را تا بيکران ها ،من تو را تا کهکشان ها
 از زمين تا آسمان ها دوست دارم ،مي پرستم

من تو را همچون اهورا ،من تو را همچون مسيحا
همچو عطر پاک گل ها دوست دارم، مي پرستم

من تو را با هستي خود با وجودم
عاشقم با خون خود با تار و پودم

من تو را با لحظه هاي انتظارم
عاشقم با اين نگاه بي قرارم

من تو را همچون پرستو ،ياسمن ها نسترن ها
من تو را با آنچه هستي دوست دارم ،مي پرستم

من تو را تا بيکران ها ،من تو را تا کهکشان ها
 از زمين تا آسمان ها دوست دارم ،مي پرستم

من تو را همچون اهورا ،من تو را همچون مسيحا
همچو عطر پاک گل ها دوست دارم، مي پرستم

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388 20:59 توسط محمد |


روبروی من سیاهه بخت من همیشه خوابه

تو دلم جای یه زخمه بی تو زندگیم عذابه

توی این شهر  سیاهی می دونم تو بی گناهی

واسه من تا همیشه قشنگترین اشتباهی

حالا دیگه خوب می دونم به تو رسیدن محاله

برای گذشتن از من دل تو چه بی قراره

تو غرورمو شکستی دل به دل یکی دیگه بستی

حالا هر شب بی تو قلب من می گیره

منو تحدید می کنه بی تو میمیره

صدای رفتن تو گوشم انگار میگه از پیشم برو خدا نگهدار

می دونم که انتظار فایده نداره دل من همیشه زردو بی بهاره

صدای رفتن تو گوشم انگار میگه از پیشم برو خدا نگهدار

 

 

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388 16:58 توسط محمد |


 
ای مانده در یاد!

در هر شفق در هر غروب تلخ و دلتنگ

کز گردش چرخ

خورشید غمگین چون سری آلوده در خون

بدرود گویان

میلغزد و در چاه مغرب می نشیند

آن (( تلخ بدرود )) تو می آید به یادم

چشم غم آلود تو می آید به یادم

در هر (( سحر )) در هر (( فلق)) در هر (( سپیده))

کز بوسه ی گرم نسیم مهربانی

لب های گل وا می شود بهر تبسم

هر شب که دست نقره افشان شهابی

خط می کشد از نور پیش چشم مردم

در شام های سیمگون ماهتابی

کز ماه گرد نقره ریزد بر گل یاس

هر شب که مه می خندد و از آسمان ها

تک تک ستاره می دمد همرنگ الماس

الماس دندان تو می آید به یادم

لب های خندان تو می آید به یادم

در هر (( زمستان )) 

کز تابش خورشید برف از شاخه گل

چون دانه اشکی قطره قطره قطره

می لغزد و بر برگ گل ها می نشیند

یا در شبی سرد

هر گه که تک تک می خورد بر پشت شیشه

انگشت باران

اشک چو باران تو می آید به یادم

حال پریشان تو می آید به یادم

هر جا سخن از عشق های مانده بر جاست

هر جا که چشمی سبزگون همرنگ دریاست

هر جا سخن از وعده ی دیدار فرداست

هیچ آشنا در یاد من نیست

اما............ تو می آیی به یادم

تنها.......... تو می آیی به یادم 

 

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388 16:53 توسط محمد |


 
منو تو قلبت نگه دار مثه شعله تو زمستون

نزار از تو دور بشم باز بی تو قلبم میشه داغون

منو تو قلبت نگه دار حرف من یه التماسه

هیچ کسی به جز تو انگار دردمو نمی شناسه

منو تو قلبت نگه دار منو تو قلبت نگه دار

نزار کسی تنهایی و تو صورت من ببینه

دلم نمیخواد غم و اشک تو چشمای تو بشینه

نزار که شک کنم یه روز به معنی عاشق شدن

اگه بری چی می مونه برای تو برای من

منو تو قلبت نگه دار منو تو قلبت نگه دار

 

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388 16:47 توسط محمد |


 
میخواستم بهت بگم چقدر پریشونم

دیدم خودخواهی دیدم نمیتونم

 تحمل میکنم بی تو به هر سختی

به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

به شرطی بشنوم دنیات آرومه

که دوسش داری از چشمات معلومه

یکی اونجاست شبیه من یه دیوونه

که بیشتر از خودم قدرتو میدونه

چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم

تو میخندی چه شیرینه گذشتن تازه می فهمم

تو رو میخوام تموم زندگیم اینه دارم میرم ته دیونگیم اینه

نمیرسه به تو حتی صدای من تو خوشبختی همین بسه برای من

 

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388 16:46 توسط محمد |


 

 

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است...
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد ...
دلم برای کسی تنگ است ه با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند...
دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد ...
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد...
دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد...
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد ...
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد ...
دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست...
دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده...
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده...
دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است...
دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است...
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است...
دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است...
دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است...
دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست...
دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند...
دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست...
دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است...
دلم برای کسی تنگ است  که دل تنگ دل تنگی هایم است...

نوشته شده توسط آتیش پاره

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 23:3 توسط محمد |


               دریا

 

 

عشق, باید آگاه باشد , مسلط باشد, زنده باشد, یاغی باشد, بالنده باشد.

عشق,  یک عکس یادگاری نیست.

عشق,  یک مزاح شش ماه یا یک ساله هم نیست. فرار از خانه ی قدیمی , سفره ی قدیمی و روابط قدیمی هم نیست…

عشق, محصول ترس از تنها ماندن نیست.

عشق, فرزند اضطراب نیست.

عشق, آویختن بارانی به نخستین میخی که  دستمان به آن می رسد نیست.

برای ما عشق هیچ یک از اینها نبود ؛ اما زمان, با اقتدار خوفناک خویش, مصمم است آنها را که در وادی عشق, زمان را انکار می کنند, لگد مال کند. ما در جنگیدن با زمان, کمی کوتاه آمدیم و چنین شد که توانست بر ما مسلط شود.

عشق, گر چه از بطن شوریدگی می روید ؛ اما مثل عدد, قانون پذیر است و باقی. ما قوانین استوار عشق را لحظه ای از یاد بردیم…

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388 22:12 توسط محمد |


 

sookhtano sakhtan

 
 
از انسان ها غمی به دل نگیر
زیرا خود نیز غمگینند
با آنکه تنهایند ولی از خود می گریزند
زیرا به خود، به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند
پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388 22:2 توسط محمد |


DESIGN BY :MINOS X

سلام دوستای گلم....
وبلاگ من توضیح نداره .....
توش همه چیزی پیدا میشه .....
فقط اینا بگم که من اسمم محمد 21 سالمه
اصفهانی هستم و دانشجوی رشته نرم افزار (iaun)
دیگه بقیش بماند ..............................................


صفحه نخست
پست الکترونيک


پيوندهاي روزانه

اصفهان سبز
آرشيو پيوندهاي روزانه


نوشته هاي پيشين

دی 1388

آذر 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387



پيوندها

yas
GHALEBE WEBLOG
GHALEBE WEBLOG
کانون هواداران شیرازی نیوشا ضیغمی
باغ ستاره
نازترین نازنین


    تعداد بازديدها: